السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

124

تفسير الميزان ( فارسي )

جهنم به منظور رفع عذاب و تخفيف آن مىكنند ، و معلوم است كه با قطعى بودن حكم و حتمى بودن قضا ديگر دعاى واقعى محقق نمىشود ، زيرا از خدا خواهش كردن اينكه : « خدايا مخلوقات را از قبرها مبعوث مكن و يا اهل جهنم را در جهنم عذاب مفرما » به منزله اين است كه از خدا خواهش شود كه : « اى خدا تو خدا مباش » براى اينكه معناى الوهيت خدا همين است كه خلق بر طبق اعمالشان به سوى او بازگشت كنند . بنا بر اين چنين دعاهايى فقط صورت دعا را داشته و از حقيقت معناى آن خالى است ، و گر نه اگر حقيقت دعا محقق شود ، و همانطورى كه از آيه « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ . . . » استفاده مىشود ، صاحب دعا راستى بخواهد و آنچه مىخواهد راستى از خدا بخواهد ، البته چنين دعائى رد نخواهد شد ، و دعائى كه داراى چنين اوصافى باشد يقينا نمىگذارد كه كافر به كفر خود باقى بماند ، و لو براى همان لحظات دعا هم كه شده او را از كفرش بر كنار نموده ، مصداق اين آيه اش مىسازد كه خداى تعالى مىفرمايد : « فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ » « 1 » . از اين روى دعائى كه در جمله « وَما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ » است ، دعائى است كه كفار در عين كفر كرده‌اند . آرى ، گر چه ممكن است در دنيا با توبه و ايمان به خدا ملكه كفر را از دل پاك كنند ، و ليكن روز قيامت ممكن نيست بتوانند آن را از دلها زايل گردانند . پس اينكه در قيامت و يا در جهنم از خدا مىخواهند كه عذاب را از آنان بر طرف سازد اين دعايشان نظير همان دروغهايى است كه در قيامت به خداى خود مىگويند و خداوند از آنان چنين حكايت كرده : « وَاللَّه رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ » . همانطورى كه چنين دروغهايى را در عين اينكه مىدانند فايده ندارد ، مىگويند ، و نمىتوانند نگويند ، زيرا رذيله دروغ در دنيا ملكه آنان شده ، و در دلهايشان رسوخ كرده ، و لذا در قيامت هم كه روز افشاء و بيرون ريختن اسرار درونى است ، از آن چشم نمىپوشند ، همچنين است درخواست رفع عذابشان ، و همچنين خوردن و آشاميدن و سر و صدايى كه در جهنم با يكديگر دارند و نمىتوانند نداشته باشند . چنان كه خداى تعالى هم مىفرمايد : « تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ لا يُسْمِنُ وَلا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ » « 2 » و نيز مىفرمايد :

--> ( 1 ) پس وقتى به كشتى مىنشينند ، خداى راى خوانده و دين راى خالص براى خدا مىكنند ، و ليكن وقتى آنها راى از خطر دريا به ساحل نجات مىآورد باز شرك مىورزند . سوره عنكبوت آيه 65 ( 2 ) آب داده مىشوند از چشمه بسيار گرمى و خوراكى ندارند جز از خار خشك ( اشترخواره ) نه فربه مىكند و نه از گرسنگى كفايت مىنمايد . سوره غاشيه آيه 7